سوتی های خفن
اسم مستعاره آقای سعادت نواز کاکتوسه حالا چرا و به چه علت خودمم نمیدونم اما این مقدمه برای سوتی ابوذره
ابوذر: بچه ها دو زنگ کاکتوس بهتر از دو زنگ سعادت نوازه
امتحان حسابان (دیفرانسیل) داریم
اصغر :
اصغر به کیفی که روی صندلی عقبش بود نگاه کردش و رفت سمتش و گفت سپهر چرا کیف منو برداشتی این کیفه کیه؟ الحق که باید به بچه های ما تو سوتی دادن جایزه ی نوبل رو داد
اصغر: آقای ماستری برامون برگه ها رو آوردید { قرار بود برامون جزوه بیاره نه برگه} در پیوست این سوتی باید بگم که یادتونه اصغر به برگه های ادبیات گفته بود ورق یا یه همچین چیزی حتما به ورق میگه ورق باطله یا چک نویس و به چک نویسم میگه ورق پاره
آقا این سواله ثابت(اثبات) نمیخواد
فیزیک نی ست (نیست) دیگه شرمنده نشد فونتیکشو براتون بنویسم
کلاس چه ساکته فقط کولره داره حرف میزنه( )
چنگ ا...: اصغر چرا امروز دماغت نگرفت ؟؟!!
اصغر : آخه امروز روزه نبودم
چنگ: آهان!!!! پس هر روز که روزه میگیری دماغت میگیره
اصغر: نه این دو تا اصلا ربطی به هم ندارن !
اصغر: هرچند نمیشنوی شتر ولی بیلاخ { و یک بیلاخ به شتر نشون داد} ( بیلاخو میبینن نمیشنون)
اصغر: هنی(یعنی) چی؟
اصغر: هیچ زنگ ریزی(ریاضی) نداریم
غلام:
اون کلاسیا خودشون امتحان میدن(میزارن) خودشون لغوش میکنن
اصغر دو طلب (داوطلب) شو برو این مثالا رو حل کن
اصغر اگه یک شنبه نیای به ماستری میگم خفذت (حذفت )کنه
سرکابه (سکس آبه)
شاخ شدی حجت شخ (شاخ ) نشو
مگه شتر موجه مگس خواره (مرغ مگس خوار)
اصغر: این فیلا اجرا نمیشد
غلام: این فایلا رو با گوش میخواستی اجرا کنی ؟
اصغر : نه تو فلشم برده بودمش
غلام: خب میزدیش به کامپیوتر !
گنجی: اسمت چیه آقا؟
غلام : من شتر نه این شتر من غلامم { اسم ها در این سوتی واقعی بوده}
غلام: سوتی های شتر نا یه چیز دیگه است (؟)
غلام: ببین شتر پشت صندلیت خطاطی(حکاکی) کردم هیون{ به معنای شتر بزرگ} {خود غلام به این سوتی معترض بود ولی من دلیل قانع کننده ای آوردم که خطتت خیلی چوله و نمیتونه واژه ی خطاطی اینجا درست باشه احتماله میخواستی بگی حکاکی}
غلام: الآن یه سوتی میچپونم تو چاپت ( تو پاچت )
سوسانو:
سوسانو از تیکه ای که شتر بهش انداخته بود ناراحت شد و دفترشو برداشت و گفت شتر این کتابرو تو سرت خورد میکنم
آقا تو مشتق میشه دی ها رو حذف کرد(!!!!!!!) { البته این سوتی رو ما چپوندیم تو پاچه سوسانو وگرنه هیچ کس چنین سوتی ای نداده بوده}
شتر:
ان دیفرانسیل {حالا چی میخواست بگه کسی نفهمید ولی دیگه باید خودتون به ادبیات و حرف زدن شتر خو گرفته باشید}
کل وقتو باید زنگ داشته باشیم ( خودتون گرفتید دیگه)
کاش این هفته هفته ی بعد بود ( ) این هم از اون ادبیا خاصه که گفتم
غلام: ریدن به پشتت
کی چی(؟)
کتابا چیش (پیش ) رو برامون نمی گیرن؟؟
بدش { به کسر ب} بیارش(!!!!!!!!)
به نظر تون این کرد { به ضم کاف} بوده یا لر { به ضم لام}
شتر : آقا ترد { به ضم ت} بوده
قبلا جلو معنی پشت میده( میداده)
ام (این ) زنگ میرم مدادامو با تراش امیر خر چیز که دودره کردم میتراشم
بهش صحبت کردید (این هم از همون ادبیات خاصه شتره دیگه)
یوم یول:
یوم یول رفت پا تخته تمرینای دیفرانسیل رو حل کنه نوشت ان(به کسر الف) فاکتوریل ولی نقطه ی فاکتوری رو بالاش گذاشت
چنگ ا..
اصلا معلوم نبود چی گفته نوشته بودی {حداقل اگه سعی میکردم سوتیمو ماس مالی نکنم سوتی با سطح پایین تری میدادم}
غلام : نگاه کن این دو درسو جفت صد زدم
چنگ : نه بابا چرا چرت میگی کجا این دو تا رو جو (جفت) صد زدی
کجا رفتید ویلونی رفتید ملیک (ملک) { این سوتی رو غلام و اصغر به زور چپوندن تو پاچه ما من در اصل گفته بودم ملک یه زره .... }
ژنرال هوکچی:
تا خرخره میکنم به کونت ها { خبرش سوتی بده این جمله های بی معنی چیه بچه های ما میگن}
دیروز دیدی دیشب گردو یخ تگرگ می آمد ( چی می خواست بگه ما که نفهمیدیم خودشم نفهمید ولی بد نیست آدم قبل از حرف زدن یه کم فکر کنه)
سلیمون:آقای ژنرال برو اون طرف کجا داری میری
ژنرال :آقا میخوام با شتر کار دارم(؟ )
ذمبه:
اون ورقه ها که توشون تست پر میکنن ( پاسخ برگ)
سوسانو: معلم گسسته شما مجیده؟
ذمبه : آره همه مجیدیم ما { این سبک سوتی شتر از ذمیه بعیده}
امیر خر چیز:
یه شهری هست مردمش همه کورن کور به دنیا میان کور به دنیا میرن
مجید : چه طور باید باشه تا این این اتفاق بیفته؟
امیر: آقا ما
ننوشتیم به خدا { این بشر چرا جلو معلما اینقدر می ترسه !؟
حالا یه سوتی دیگه براتون میگم تا مطلب براتون جا بیفته }
ماستری : تستای فصل اول رو زدی ؟
امیر : نه آقا ما رفتیم گزینه دو گام اول ثبت نام کردیم
افشار بیگی:
روش زیاد رفته بالا (زیاد شده)
حجت:
بارسنونا {دیگه فکر نکنم لازم باشه بگم اصل حرفش چی بوده}
دیروز رفتم تست های کنکور سراسری رو از تو امتحان نهایی در آوردم (آخه هنوز این بشر تو امتحان نهایی سیر میکنه حقم داره وقتی چند تا درسو چیزی صحیح کردن تو کنکور هم تاثیر میدن اینه که مغزش قاطی میکنی و تو مخش مطالب مربوط به امتحان نهایی با کنکور سراسری قاطی میشه)
هر کی با من ور {به فتح واو} افتاد کل {به فتح کاف} افتاد ( ؟ )
رهام:
ماستری دیشب از صبح تا شب صبحونه میخورد ( من نمیدونم این جملات بی ربط چیه شاید بچه ها میخوان یه مطلبی بگن وسط تعریف کردن یهو نظرشون عوض میشه یه چیز دیگه تعریف میکنن )
آرش:
داشت باخودش راه میرفت ( شاید میخواسته بگه با خورزو خان یا با سایش یا با فرشته ها ، روح یا از این جور چیزاا)